فرناس بالفتح،غافل و خواب آلوده،ناصر خسرو گويد: بيت تو پاك باش و ز ناپاك هيچ باك مدار اگر جهان همه فرناس شد مشو فرناس ليكن از بيت سنايى معنى خواب غفلت ظاهر ميشود: بيت همه مدهوش در فرناس غفلت ندانم تا چه خواهد ديد غافل و مسعود سعد گويد: بيت نشنوم نيك و بد نه بينم راست منم امروز مانده در فرناس و سيد حسين غزنوى گويد: بيت بدانكه فتنه نخسپد درين زمانه و ليك ز عدل تست كه بارى شدست در فرناس و برناس بباى تازى نيز گذشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1036) 
به فتح اول بر وزن كرباس به معنى غافل و نادان باشد و غفلت و نادانى را نيز گفتهاند و به معنى نيم خواب و خواب آلود هم آمده است و خواب اندك را نيز گويند و به كسر اول در عربى شير درنده سطبر گردن باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص658) 
- [به راى مهمله و نون. بوزن الماس] غافل و نادان باشد و مردم خوابآلوده را بسبب غفلت فرناس گويند. مثالش ناصرخسرو فرمايد: بيت تو پاك باش و ز ناپاك هيچ باك مدار و گر جهان همه فرناس شد مشو فرناس و از اين بيت بيت حكيم سنائى معنى خواب و بيهوشى ظاهر مىشود [1] كه: بيت همه مدهوش در فرناس غفلت نداند تا چه خواهد ديد غافل 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص970) 
غافل و نادان باشد و مردم نيم خفته را بسبب غفلت هم«فرناس»گويند .بو شكور گفت: بيت اين جهان سر بسر همه فرناس نز جهان من يگانه فرناسم و حكيم ناصر خسرو گفت: بيت تو پاك باش وز ناپاك هيچ باك مدار و گر جهان همه فرناس شد مشو فرناس 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص144) 
با اوّل مفتوح بمعنى خواب غفلت و شخص خوابآلوده نوشتهاند مسعود سعد سلمان كفته نشنوم نيك و بد به بينم راست منم امروز مانده در فرناس سيد حسن غزنوى كفته بدانكه فتنه نخسبد درين زمانه و ليك ز عدل تست كه بارى شده است در فرناس ناصرخسرو علوى كفته تو پاك باش و ز ناپاك هيچ باك مدار اكر جهان همه فرناس شد مشو فرناس از اين بيت حكيم سنائى خواب غفلت واضح است همه مدهوش در فرناس غفلت ندانم تا چه خواهد ديو غافل ناصرخسرو كفته نامها پيش تو همىآيد هم ز بيداردل هم از فرناس ازين بيت خوابآلوده معلوم است او سابقا در پرناس اين معانى و شواهد مرقوم شده است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص546) 
[صفت][فارسی]غافل و بىخبر.و سست و كاهل.و خميازه كشنده و خواب آلوده و خوابناك و سست و تنبل از خواب.و نادان و تعليم نيافته و بيسواد.و نادانى.و تنبلى.و غفلت.و كاهلى.و خواب اندك.و مرد پير فرتوت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2550) 
(صفت ، اسم) غافل. نادان. نادانطبع. كممايه. ¦¦نيمخواب. خوابآلود. نيمخفته. ¦¦ (اسم) غفلت. نادانى. ¦¦خواب اندك. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2110) 
كممايه باشد،و غنوده،يعنى مژه گرم كرده.عنصرى گفت: گفت نقّاش چونك نشناسم#كه نه ديوانه و نه فرناسم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص58) 
نيم خواب بود.چنانكه عنصرى گويد: گفت نقاش چونكه نشناسم#من نه ديوانه و نه فرناسم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص112) 
اندك مايه خواب را گويند.عنصرى گويد: گفت نقاش چونكه نشناسم#كه نه ديوانۀ نه فرناسم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص195) 
برناس و فرناس بالفتح،غافل و خواب آلوده،و غفلت و خواب آلودگى،و در باب فا شاهدش بيايد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص276) 
بفتح اول بمعنى غفلت و غافل و خواب آلوده ناصرخسرو كفته شعر تو پاك باش ز ناپاك هيچ باك مدار اكر جهان همه فرناس شد مشو فرناس حكيم سنائى كفته شعر همه مدهوش در فرناس غفلت مسعود سعد كركانى كفته شعر بشنوم نيك و بد به بينم راست نيم امروز مانده در فرناس ناصرخسرو كفته نامها پيش تو همىآيد هم ز بيداردل هم از برناس داد من بىكمان كه حق بدهد روز حشر از نيسرۀ عباس وز كروهى كه با رسول و كتاب فتنه كشتند بر يكى فرناس 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص166) 
فرناس شدن (مصدر مرکب) غافل شدن. نادان گرديدن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2110) 